تبليغاتX
بازم هميشه - يك فانتزي كاملان آمريكايي

بازم هميشه

آرشيو مطالب

يك فانتزي كاملان آمريكايي


http://www.travelblog.org/Wallpaper/pix/tb_san_francisco_usa.jpg


 نگاهي به : درروياي بابل

ريچارد براتيگان

ترجمه پيام يزدانجو

نشر چشمه

  چيزي كه با مرور تمام نوشته هاي تحليلي در مورد اثار براتيگان به نوعي خود را عيان مي كند پرداختن تقريباً تمام انها به زيست،منطقه زماني و مكاني و شرايط فرهنگي آن برهه از حيات اوست به عبارت ديگر ما در مورد اين نويسنده همواره به"همان"يا اطلاعاتي كه از او داريم احاله مي شويم. و در نهايت نمي توانيم در هر حوزه اي او را كاملاً استقرار داده و تشريح كنيم . شخصيت و اثار براتيگان از اين جهت همواره ميل به نوعي استثنا شدن را از خود بروز مي دهند و اين موضوع مسئله مهمي ست كه مي توان در سايه وضعيت كلي تري بدان پرداخت

 " در روياي بابل " را مي توان هجويه اي بر يك فانتزي كاملان امريكايي به شمار آورد و اگر اين گزاره را به عنوان يك دستور كار مورد توجه قرار دهيم مي بايد ابتدا به ساختار فانتزي ها بپردازيم و بعد از تشريح اين الگوي به متن براتيگان توجه كنيم.

فانتزي به سناريوي خوشايندي گفته مي شود كه در آن "من" به عنوان قهرمان ماجرا فرايند رسيدن خود تا يك ايدال يا نياز را به نوعي محدود و مشروط كرده و بعد از عبور از شروط به پاداش مي رساند. اين الگو ما را به سرعت به ياد داستان هاي شهسواري مي اندازد كه در آنها قهرمان قصه مي بايد براي رسيدن به دختر پادشاه به عنوان جايزه اژدها كشي كرده و از خلال خطرهاي بي شمار بگذرد.اين خطر ها و شروط همواره از طريق "اگر" ها در متن بروز و ظهور مي يابند و اگر با نگاه دلوزي به عنصر فانتزيكال ادبيات مازوخيستي نگاه كنيم مي بينم كه در مازوخيسم تنگ شدن و افزايش اين "اگر" ها به مثابه تعهد و ايجاد شرايط بندگي ست كه به نوعي در لذت مازوخيستي تجلي مي يابد و در مقابل ادبيات ساديسمي از به دورن كشيدن پاداش به عنوان ابژه لذت و اعمال شروط به ان كام جويي مي كند. ساديسم تجربه خدايگاني را به بار مي اورد و مازوخيسم كيف بندگي را. پس سه عنصر اساسي هر فانتزي عبارت است از. ايده ال به مثابه "چيز من " پاداش و جايزه اي كه قابل مالكيت شخصي مي باشد يا عبارت ديگر در عرف لاكاني ان، ابژه لذت.دوم شرط محدود كننده به مثابه اژدها در مثال بالا . سوم  فقدان به مثابه خواست. اصولان فانتزي چيزي در ارتباط با بنده در تقابل خدايگان و بنده در عرف هگلي ست. چرا كه عدم امكان بنده به خيال پردازي در مورد ارتباط فوري با قدرت امكان مي دهد. پس از اين جهت فانتزي را مي توان نوعي خيال شاهي به شمار آورد و از اين رو مي توان وجهي كاملان  انتقادي را در بطن ساختار آن در نظر داشت .و بر خلاف نظر دوستان بر اين واقعيت پاي فشرد كه در روياي بابل به خاطر ايجاد همين زمينه در بطن خود وضعيت نوعي نارضايتي از شرايط سياسي امريكا ي زمان خود نيز به شمار مي رود تا چيزي در حد طرح انتقاد در مورد برخي مقولات اجتماعي بروكراسي و وضعيت قانون وعدالت .

خط داستاني "در روياي بابل "را مي توان به سادگي در چند جمله خلاصه كرد . سي كارد راوي و قهرمان داستان كه با دو جاي گلوله در ماتحت خود از جنگ بر گشته است  كارگاهي خصوصي اث وپاسي است كه حتي نزد نزديك ترين دوستانش نيز هيچ اعتباري ندارد و براي خريدن يك تيغ ريش تراشي هم در مانده است  او با يك پيشنهاد رودروست يك پيشنهاد پر سود كه مي تواند شرايط او را كاملا تغيير دهد پيشنهادي در ارتباط با سرقت جنازه يك زن از پزشكي قانوني و تحويل به يك درخواست كننده شبه متافيزيكي  در يك گورستان به نام ارامش ابدي . او هموراه در روياي بابل به سر مي برد و همواره تمام ناكامي هاي خود را از همين زاويه مي بيند .« اگه روياي بابل نبود...» . اگر با اين زاويه به خود امريكا نگاه كنيم و به اين نكته بيانديشيم كه اين سرزمين براي مهاجرين فرودست خود همواره به عنوان يك ايده ال مفروض گرفته شده و يافتن طلا و مالكيت زمين هاي گسترده و حاصلخيز از جذاب ترين ايده ال هاي مهاجرين بوده است .بابل به عنوان يك ايده ال درست در مقابل اين ارمانشهر از دست رفته در متن براتيگان حلول مي كند.جايي كه او مي تواند ارتباطي لذت بخش را به عنوان پاداش همواره در خيالبافي هاي خود با قدرت و مراكز لذت بر قرار كند و از همين منطقه است كه اثر براتيگان با به كار گيري نوعي وضعيت ايرونيك (كنايي) و هجو همين ساختار سازماني خودآگاه نسبت به كليت را مي يابد و فاصله انتقادي را در متن توليد مي كند. او جنازه را با همدستي مسئول پزشكي قانوني دزيده و به خانه خود برده و درون يخچال مي گذارد. اين اقدام براي او همان كاري را به شكل نمادين مي كند كه كسي بخواهد بليط بخت ازمايي را در يك مكان امن نگهداري كند و همواره به اين بيانديشد كه قدرت و در اينجا مشتري با ميل شديد به موضوع تحت مالكيت او همواره حاضر به پرداخت بهاي بيشتري خواهد بود. و از همين زاويه است كه ميتوان ارزشيابي را در يك فانتزي با روند كيمياي گري هم داستان ديد.كيميا گري به مثابه توليد ارزش افزوده در چيز بي ارزش با دستكاري من در نظم طبيعي عناصر؛‌ و فانتزي به مثابه توليد ازرش در چيز من با دستكاري در حيث خيالي .در اينجا به موضوع ديگري در ارتباط با فانتزي ها بر مي خوريم و ان ايجاد رابطه اي با عضويت در يك مجموعه و يا شبكه است جنازه دزديده شده بليط ورود يا به تعبيري رمز  ورود او به داستان به مثابه مجموعه و يا قاعده بازيست جنازه اي كه افراد زيادي براي مالكيت ان اجير شده و نوعي رقابت را در جهت مالكيت آن توليد كرده اند.چيزي كه در نثر براتيگان همواره حضور دارد استفاده از نوعي زبان "آرگو" است كه در پس زمينه فرانسوي اش نوعي زبان مخصوص خلافكاران محسوب مي‌شود.زباني كه همواره حس نوعي همدستي را در ارتباط با مخاطب خود توليد كرده و او را در وضعيت اعترافي راوي به رفاقت مي خواند.

براتيگان كه با تشبيهات خاص خود همواره از طريق نوعي فرايند سوزن كاري يا الصاق سعي در اتصال به زمينه را بروز مي دهد گريز ناپذيري فرايند ارجاع كه در بالا  بدان اشاره شد را به هسته اي غير قابل جذب بدل مي سازد و با تاكيد و نفوذ خود به پس زمينه از اين شرايط عمومي نوعي حوزه كاملاً خصوصي مي سازد كه نمي توان از ان به سادگي در يك روايت خطي عبور كرد. شرايطي كه با طرح دقيقي از پس زمينه در اثر تجلي مي يابند از حمله هوايي ژاپن به بندر پرل هابر گرفته تا اتصال با نامها و مكان هاي خاص كه به عنوان قاعده در متن او عمل مي‌كنند تا فرديت را به مثابه استثناء با نوعي دست‌كاري (كيمياگري) توليد كنند و ماجرا وقتي به اوج خود مي رسد كه مي بينيم اين ارجاع همواره در يك فرايند كاريكاتوريزه كردن رخ مي دهد و ارزشهاي متداول همواره در معرض دفرمه شدن به سمت خواست شخصي پيش رانده مي شوند و از همين زاويه است كه مي بينيم هر چيز با چاشني ريشخند به متن رمان وارد مي شود. روند فانتزي همواره از يك خواست به آرامش نهايي مي رسد و در پايان بندي اثر ما شاهد همين نقطه صفر در گورستاني به نام "ارامش ابدي "هستيم جايي كه الگوي ادبيات كارگاهي را مي توان در جوار پرونوگرافي خوانش كرد و به اين موضوع انديشيد كه در ادبيات كارگاهي نيز هموراه قهرمان اجير مي شود تا با بر عهده گرفتن مخاطره كامجويي را به بار بياورد و روند رسيدن به پاداش را در روايت بعد از مشروط كردن و طي طريق مورد وصول قرار دهد.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 4 شهریور1387ساعت 13:13  توسط فرهاد اكبرزاده  |