تبليغاتX
بازم هميشه - حقيقت و روش

بازم هميشه

آرشيو مطالب

حقيقت و روش

مروري بر : داستانويسي نوين

 http://z.about.com/d/jewelrymaking/1/0/Y/M/1/method2-4.jpg

ديمون نايت

ترجمه مهدي فاتحي

نشر چشمه

ديمون نايت نويسنده داستان هاي علمي تخيلي و استاد كهنه كار آموزش داستان در پيشگفتار كتاب خود "داستان نويسي مدرن "كه به گفته مترجم به دليل " صداقت كلام و آزاد منشي خاصي در آموزشش" مورد انتخاب وي قرار گرفته  است . به سه دليل عمده در اين باره كه چرا نبايد اين كتاب را نمي نوشت اشاره كرده مي نويسد:«1. نويسندگي ياد گرفتني است نه ياد دادني 2. اگر ياد دادني هم باشد ، شما با خواندن اين كتاب نمي توانيد آن را ياد بگيريد 3. حتي اگر به اين روش هم آن را ياد بگيريد ، ممكن است با يادگيري زياد در زمينه پرداخت،خلاقيت تان را از دست بدهيد . 13ص». با اين كار او با به درون كشيدن انتقاد هاي پيرامون اين نوع از تعاليم نفس كنش انتقادي در مقابل اقدام خويش را بي اثر ساخته و از سويي با توافق بر وجه خلاقه ماجرا خود را حتي از جرم مربوط به باور موثر بودن اين روش ها نيز مي رهاند.

اگر به فهرست كتاب نايت نگاهي بياندازيم با اين عناوين بعد از ياداشت تقريبان تند و حماسي مترجم و پيشگفتار نويسنده مواجه مي شويم. كه به ترتيب به شش بخش تقسيم شده اند. پرورش استعداد نويسندگي- ايده در داستان - شروع داستان- هدايت داستان- تمام كردن داستان - نويسنده شدن. به سادگي مي توان رد نوعي ايده تكامل را در روند آموزش نايت حتي با مرور همين بخش بندي نيز درك كرد اما چيزي كه در مورد كتاب همواره به شكل يك مفصل يا جمله مشروطه عمل مي كند همان دلايلي است كه نويسنده با زيركي از طريق انها قطعيت گفتارش را تعديل كرده است و لحن يك معلم خشك و مقيد به چهار چوب را با يك دوست و همكار كه مي خواهد در مورد موضوع مشتركي با خواننده اش گپي بزند تعويض كرده است.

او مي داند كه : « نويسندگان اصولا اشخاص فرد گرا ، شكاك، تابوشكن، غير معمول ، گوشه گير و مستقلي هستند كه زندگي را به طور عجيبي مي گذرانند ، و ضمنا دوستان عجيبي هم دارند .15ص» و شايد به همين دليل همواره بر اين موضوع تا كيد مي كند كه :« تصور نكيند كه اگر با دستورات من مخالفت كنيد ضرورتا" اشتباه مي كنید .17». شايد يكي از اولين موثر ترين جملات شروع آموزش در كتاب با مخاطب بر خورد مي كند اين جمله است : «شما يك استثنا هستيد » اين جمله كه كانوني كردن مسئله فرديت نويسنده نقش عمده اي را بازي مي كند و يكي از اولين گامها در جهت كشف اين ظرفيت اساسي در هر  نويسنده به شمار مي رود. مثال هاي نايت واقعا جذاب و قابل فهمند و روند ساده سازي در آنها به عنوان يك اصل اساسي لحاظ شده است « به نظر من وقتي كه در حال نويسنده گي هستيم ، در واقع سبدي از كلمات مي بافيم . در ابتدا سبد هاي ما كوچك هستند و ما سعي نمي كنيم چيز زيادي در آنها بگذاريم . اما بعد سبد هاي قوي تر و بزرگتر مي شوند. كم كم ما چيزهاي بزرگتر و بيشتري داخل سبد مي گذاريم ،اما دوباره آنها جاي بيشتري مي خواهند و سبد مي شكند تا جايي كه ما به يك سازگاري بين سبد و ظرفيت آن مي رسيم.24ص» آموزش ديدن يكي از بخش هايست كه در گام بعدي مي توان با آن روند تكاملي مورد اشاره در جهت پرورش استعداد نويسندگي بدان رسيد. تمرين ديدن و در گام بعدي تمرين شنيدن ، خواندن اين بخش براي كساني كه حتي سوداي نويسندگي را در سر ندارند نيز واقعان تجربه قابل توجهي را در مواجهه پررنگ تر با جهان به بار خواهد آورد كه با بخش  "به خاطر آوردن"  يك روند ضبط و پخش را تكميل مي كند. نايت در پايان كتاب وقتي مي خواهد به سئوال چه كتاب هايي را بايد خواند پاسخ دهد مي نويسد « هر كتابي . مي توانيد شكسپير بخوانيد يا ويليام گيبسون ، يا حتي بر چسب هاي روي بطري هاي گوجه فرنگي را ، اما اگر درباره چيزي مي خواهيد بنويسيد بايد درباره آن مطالعه كيند .

 كتاب نايت نه تنها به عنوان توضيح دهنده برخي مسائل ريز و درشت نوشتن براي آماتور ها كتابي مفيد و قابل پيشنهاد است بلكه در جايي هم اين مرز بين حرفه اي و غير حرفه اي را در مورد مخاطب قرار دادن صادقانه خواننده اش به هم مي زند . مخصوصان در فصول آخر كتاب كه بيشتر در مورد فضاي موجود و تلقي هاي پيراموني يك نويسنده و كار و حرفه اش مطرح مي كند چيزي هايي كه بيشتر مي توان با حالتي درد دل گونه به آن انديشيد و شايد هم به اين نكته انديشيد كه گويي براي نويسنده شدن و ماندن همه جا آسمان تقريبان همين رنگ است و كمتر بهانه گرفت.

در نهايت نبايد اين موضوع را هم نا ديده گرفت كه وقتي از دور نماي فاصله دار به پيكره آن ايده‌ال ي كه "ديمون نايت" سعي در شكل بخشيدن آن به عنوان يك نويسنده را دارد نگاه مي كنيم شايد فاصله قابل توجهي را حس مي كنیم با آنچه مثلان در خواننده كتابي مثل " رمان ، حافظه و فراموشي " اثر ميلان كوندرا با آن مواجهيم. شايد اين اختلاف ها را در نتايج كار بهتر دیده شود . در انسو در نهايت با چيزي مثل "هري پاتر " به عنوان كتابي با اقبال بسيار بالا رودرويم و در اين سو با "سبكي تحمل نا پذير هستي" شايدچيزي به اندازه اختلاف سلايق در جوايزي مثل "كن "با "اسكار"  در هر حال انتخاب با شماست.


+ نوشته شده در  سه شنبه 19 شهریور1387ساعت 2:10  توسط فرهاد اكبرزاده  |